مدیر موفق

دلایل مشکلات رایج مدیران و نحوه مقابله با آنها

_مدیران اغلب بر این باورند که کارمند خوب پیدا نمیشود :

یکی از دلایل این است که ما اغلب مهارت کافی در استخدام نداریم. اولین قدم برای داشتن سازمانی کارآمد و موفق استخدام هدفدار و هماهنگ با خصوصیات شخصیتی و فردی و تخصص های شخصی کارمند است. اگر شغل مربوطه با علاقه شخص همخوانی نداشته باشد به مرور دچار دلزدگی و رکود خواهد شد.

_هیچکس کار را به درستی خودم انجام نمیدهد:

واگذاری کارها : باید در واگذاری کارها مهارت کسب کنیم. این کار قابل یادگیریست و نکات فراوانی دارد. شرح دقیق و کامل کار و تمامی جزییات و نکات باید بیان شود. واگذاری کار به کارمند انگیزه و عزت نفس داده و علاقه و تعهد به سازمان را افزایش میدهد.

_کارمندان در هنگام عدم حضور من و بدون اعمال فشار و جریمه کار نمیکنند:

اگر به کارمندان انگیزه دهیم و در قبال انجام کار مثبت و صحیح کارها حتی زبانی قدردانی شود و به آنها القا کنیم که برای سازمان مفید هستند و اختیار دارند تمامی کارها به خوبی پیش خواهد رفت. بطوریکه هرکس مسئول کار خود باشد.

_اگر به کارمندان آزادی و اختیار بدهیم سوءاستفاده می‌کنند:

مشکل اینجاست که هیچ سیستمی برای سنجش عملکرد واقعی کارمندان وجود ندارد اگر سیستم طوری تعریف شود که تمام عملکرد ها با حذف بروکراسی وقت گیر به عهده کارمندان باشد ولی تحت کنترل و در قالب گزارشی مستند و شفاف به مدیریت  و ارایه گزارش عملکرد روزانه یا هفتگی  ضریب خطای کارکنان پایین امده و عملکرد انها سنجیده میشود.

_انقدر سرم شلوغ است و هزینه هایم بالاست که زمانی برای اختصاص به تبلیغات و بازاریابی ندارم.

بسیاری از مدیران تبلیغات را جزیی از هزینه میدانند ولی یک مدیر موفق و اگاه تبلیغات را هرچند مختصر سرمایه گزاری میداند و معتقد است هر هزینه ای منجر به سود و فروش بیشتر و در نتیجه سرمایه گزاری جهت رشد است. این مدیران به اندازه کافی بر بازاریابی و تبلیغات تمرکز نکرده‌اند و  با شنیدن کلمه بازاریابی بلافاصله به فکر بیلبورد و تبلیغات چند میلیونی می افتند ولی در اصل  راه‌های بسیار ارزانی وجود دارد که می‌تواند مشتریان زیادی ایجاد کند. بازاریابی و دیده شدن جزو لاینفک فروش و موفقیت و محبوبیت برند است.

_رقیبان نمی‌گذارند فروش خوبی داشته باشیم:

مشکل از آنجاست که استراتژی ندارید یا حداقل استراتژی مناسبی ندارید. آنقدر در کارهای روزانه غرق شده‌اید که دیدگاه بلندمدت را از دست داده‌اید.هدف اصلی از تاسیس شرکت را فراموش کرده اید و بیشتر وقت و انرژی خودتان را صرق حاشیه و سودهای کوچک و رقیبان جزیی کرده اید و از اهداف بزرگتر و رشد باز مانده اید.

اهداف کوچکتر را به مدیران مراتب پایینتر ارجاع دهید.و شما وقتتان صرف اموزش و به روز شدن اختصاص دهید .

یک سازمان متحد و رو به رشد به مدیری خلاق و به روز نیازمند است.مدیر و رهبری که باعث ” رشد ” کارمندانش باشد.

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks

مطالب مرتبط