002-Products-for-your-customers

ست گادین می گوید :

ست گادین می گوید :
⁣ افراد کالاها و خدمات را خریداری نمی کنند. آن ها به دنبال خرید روابط، داستان ها و معجزه ها هستند.

این نکته ی ظریفی است که برای استفاده از مفاهیم بازاریابی نوین باید بهش توجه داشته باشیم.
⁣اگرچه در حوزه فروش متخصصان زیادی فعالیت می کنند اما افراد به عقاید مردم بیشتر از فروشنده ها اعتماد خواهند داشت.
بنابراین نظرات و بررسی های مشتریان در مورد محصولات و خدمات را دریافت کنید.
برای آنچه نظر مشتری است به معنای واقعی ارزش قائل شوید و کمک کنید که مشتریان شما با اشتیاق شما را به دیگران توصیه کنند .

 

کارتیمی

حرفه ای باشیم !

حرفه ای بودن در محیط کار به چه معناست؟

حتما می‌دانید که اگر می‌خواهید موفق باشید، حرفه ای بودن بسیار ضروری است. اما «حرفه ای بودن» دقیقا به چه معناست؟
شاید برای بعضی‌ها به معنای هوشمندانه لباس پوشیدن در محل کار، توانایی ایجاد ارتباطات یا انجام درست کارشان باشد. برای برخی دیگر، حرفه‌ای بودن به معنای داشتن مدارک پیشرفته یاگواهی ‌هایی است که آنها را روی دیوار دفتر نصب کرده‌اند. حرفه‌ای‌گری همه‌ی این تعاریف را در بر می‌گیرد، اما تعاریف بیشتری هم دارد.

دیکشنری وبستر حرفه‌ای‌گری را این‌طور تعریف می‌کند: «رفتار، اهداف، یا ویژگی‌هایی که معرف یا نشانگر حرفه یا فرد حرفه‌ای است»؛ و حرفه را «شغلی که مستلزم دانش تخصصی و اغلب آمادگی آکادمیک در درازمدت و به صورت فشرده است» تعریف می‌کند.
این تعاریف می‌گویند حرفه‌ای‌گری شامل ویژگی‌های مختلف بسیاری است و این ویژگی‌ها فرد حرفه ای را مشخص و تعریف می‌کنند. اما این ویژگی‌ها چه هستند؟

دانش تخصصی

نخست آنکه افراد حرفه‌ای به خاطر دانش تخصصی خود شناخته می‌شوند. آنها تعهد شخصی عمیقی به پیشرفت و بهبود مهارت‌های خود دارند.
البته همه‌ی حوزه‌های کسب و کار دارای صلاحیت‌های دانشگاهی مرتبط نیستند. با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که افراد حرفه ای، جدی و اندیشمندانه و با پشتکار کار کرده‌اند تا بر دانش تخصصی لازم برای موفقیت در حوزه‌های کاری‌شان تسلط یابند.

شایستگی

افراد حرفه‌ای کار را به انجام می‌رسانند. آنها قابل اعتماد هستند و به قول خود عمل می‌کنند. اگر شرایطی به وجود بیاید که نتوانند به عهدشان وفا کنند، از قبل انتظارات را مدیریت می‌کنند و نهایت تلاش خود را می‌کنند تا وضعیت را سر و سامان ببخشند.

صداقت و راستی

افراد حرفه‌ای به قول‌شان عمل می‌کنند و به همین دلیل قابل اعتماد هستند. هرگز ارزش‌های خود را به خطر نمی‌اندازند و کار درست را انجام می‌دهند؛ حتی اگر این امر به معنای در پیش گرفتن مسیر دشوارتر باشد.

مسئولیت‌پذیری

افراد حرفه‌ای خود را مسئول تفکرات و سخنان و اقدامات خودشان می‌دانند؛ به ویژه اگر دچار اشتباه شده باشند. این مسئولیت پذیری شخصی، پیوند نزدیکی با صداقت و راستی دارد و عنصری حیاتی در حرفه‌ای‌گری است.

خودتنظیمی

آنها تحت فشار نیز حرفه‌ای باقی می‌مانند. برای مثال کارمندی در بخش خدمات مشتریان را در نظر بگیرید که با مشتری عصبانی‌ای مواجه می‌شود. به جای آنکه کارمند هم در واکنش به او آشفته و عصبانی شود، با حفظ آرامش و انجام رفتاری متناسب با محیط کسب‌وکار و با انجام هر کاری که وضعیت را بهتر می‌کند، حرفه‌ای‌گری حقیقی را نشان می‌دهد.

ظاهر

افراد حرفه‌ای ظاهر مناسبی دارند. آنها با لباس شلخته و موهای ژولیده سر کار حاضر نمی‌شوند. آراسته هستند و متناسب با وضعیت لباس می‌پوشند. به همین دلیل از خود اطمینان ساطع می‌کنند و برای این کار احترام هم می‌بینند.

با توجه به این ویژگی‌ها می‌بینید که افراد حرفه‌ای کسانی هستند که دیگران به آنها احترام می‌گذارند و برای آنها ارزش قائلند. آنها اعتباری حقیقی برای سازمان‌شان هستند و نخستین کسانی هستند که برای ترفیع در نظر گرفته می‌شوند و پروژه‌ها یا مراجعه‌کنندگان ارزشمند را به آنها ارجاع می‌دهند.
بنابراین به منظور پیشرفت حرفه‌ای‌گری خود، باید بر روی بهبود هر کدام از این ویژگی‌ها تمرکز کنید. به علاوه، راهبردهای دیگری نیز وجود دارد که به شما کمک خواهند کرد تا در محل کار حرفه‌ای‌تر باشید:

مهارت‌سازی کنید

نگذارید دانش و مهارت‌هایتان منسوخ شوند. نسبت به یادگیری مهارت‌‌های جدید حساس باشید و در صنعت‌تان به‌روز بمانید.

هوش هیجانی خود را تقویت کنید

افراد حرفه‌ای می‌توانند نیازهای عاطفی دیگران را درک کنند. آنها قادرند به مراجعه‌کنندگان و همکاران‌شان آنچه را نیاز دارند بدهند؛ زیرا می‌دانند چگونه فعالانه گوش بدهند و آنچه را که رخ می‌دهد مشاهده کنند.

برای تعهدات خود احترام قائل باشید

هر زمان به رئیس یا همکار یا مراجعه‌کنندگان قولی می‌دهید، به آن عمل کنید.

بهانه‌تراشی نکنید

در عوض بر روی برآوردن انتظارات به نحو احسن و بر روی سامان بخشیدن به وضعیت تمرکز کنید.

مؤدب باشید

با هر کسی که ارتباط دارید، فارغ از سِمَت او و احساس خودتان، رفتار خوبی داشته باشید.

ابزار موردنیازتان را همراه داشته باشید

آیا به محل کار می‌رسید و تازه متوجه می‌شوید که فایل بسیار مهمی را در خانه جا گذاشته‌اید؟ روی بهبود مدیریت زمان و مهارت‌های برنامه ریزی تمرکز کنید تا همیشه همه چیز را تحت کنترل داشته باشید.

توجه:
اگر چه حرفه‌ای بودن به معنای حفظ تعهدات، انجام کار باکیفیت و داشتن خبرگی است، اما گاهی اوقات، حرفه‌ای بودن یعنی برای پروژه‌هایی که خارج از توانمندی‌هایتان است داوطلب نشوید!

download (2)

استراتژی

هنری است که علاوه بر هزینه, مشمول تصمیم هایی تا حدی دردناک هم میشود.

استراتژی را با مثالی بهتر درک کنیم :

یک جزیره در سال ۱۹۶۰، توان نظامی دفاع از خود را نداشت.
چند بار بین ژاپن و انگلستان دست به دست شد. دسترسی به آب شیرین نداشت، هیچگونه منابع طبیعی و ذخایری نداشت.، نفت نداشت، درآمد سرانه سالانه این جزیره از  ۵۰۰ دلار تجاوز نمیکرد یعنی روزی ۵/۱ دلار.

و اما در حال حاظر:
این جزیره درآمد سرانه ۷۵ هزار دلار دارد.
پنج میلیون جمعیت دارد، و سال گذشته پنج میلیون توریست داشته است.

از هر ۶ نفر، یک نفر دارایی ۱ میلیون دلاری یا بیشتر دارد، یعنی ۱۷ درصد کل جمعیت این کشور! این آمار بالاترین آمار میلیونرهای یک کشور در جهان است.

هیچ نفتی ندارد اما یکی از ده پالایشگاه بزرگ جهان در آن جزیره است.

از یک سو وارد می‌کند و از سویی دیگر صادرات انجام می‌دهد. این کشور همه چیز از آب شیرین و شن و ماسه وارد می‌کند و کل اقتصاد آن متکی به واردات و صادرات است.

دولت مردم را از استفاده از اتومبیل شخصی برحذر می‌دارد و مالکان خودروها باید ۱/۵ برابر قیمت خودروی خود پول پرداخت کنند تا پلاک آن صادر شود.

بیش از ۸۰ درصد جمعیت آن در خانه‌های دولتی (خانه‌های سازمانی) زندگی می‌کنند؛ این در حالی است که نرخ مالکیت خانه در حدود ۹۲ درصد است که این آمار بالاترین نرخ در جهان است. نکته ای که دقیقا در جامعه ما برعکس است و میل به مالکیت خانه بسیار بالاست.

جزو پنج کشور شفاف دنیاست.

با جنگ و مبارزه به استقلال نرسید! این کشور با رای‌گیری دموکراتیک از مالزی جدا شد.

جزو ۱۰ کشور دارای بالاترین نرخ توسعه انسانی است.

این جزیره،  “سنگاپور ” است.

حال بررسی کنیم چگونه به این جا رسید ؟!
سنگاپور دست به انتخاباتی دردناک زده است.

دست به تغییرات و ریسک های اساسی.

این انتخاب‌ها چه بوده است؟

زمانی که شروع کرد، یک موقعیت جغرافیایی ویژه داشت که ۴۰ درصد تجارت دریایی دنیا از آنجا عبور داشته اند. اما آن زمان سنگاپور در حد یک جزیره برای ماهیگیری مطرح بوده و پتانسیلی نداشت. نیروی انسانی غیرماهر، منابع مالی محدود و بازار داخلی کوچک داشت. بازار داخلی کشورها یکی از پیشران های رشد هستند که سنگاپور فاقد آن بود.

اولین کار سنگاپور این بود که به دنبال جایگزینی واردات نرفت و به دلیل کوچکی بازار داخلی اش فقط برای صادرات تولید کرده است.

در سال ۱۹۶۰ که اقتصاد کمونیستی در آن منطقه از جهان مسلط بود، تصمیم گرفتند به سمت استراتژی اقتصاد آزاد بروند که حتی چین بعدها از سنگاپور الهام گرفت.

تبدیل شدن به بهشت سرمایه‌گذاری یعنی پذیرفتند ازسرمایه گإاران مالیات نگیرند و امنیتشان مقداری کاهش پیدا کند اما برای سرمایه‌گذاران به بهشت تبدیل شدند. الان بیش از ۸۰ درصد بانک‌های سنگاپور خارجی هستند.

تغییر زبان رسمی به زبان انگلیسی

۵۵ سال قبل این تغییر را آغاز کردند و گفتند اگر بخواهیم با اقتصاد جهانی ارتباط داشته باشیم باید بتوانیم به آن زبان صحبت کنیم. مطمئنا مردم اعتراض کرده‌اند و گفته‌اند شما خودفروخته‌ هستید اما این یک تصمیم دردناک بوده است.

مورد بعدی اعمال سیاست‌های خاص مهاجرتی بوده

زیرا می‌دانستند نیروی انسانی ماهر ندارند با استفاده از قوانین و تسهیلات تشویقی کمک کردند نیروی انسانی ماهر وارد کشورشان شوند.در طوریکه در ایران نرخ بالایی از فرار مغزها و نخبگان را دارا هستیم.و بستری جهت رشد این افراد وجود ندارد.

انتخاب دردناک بعدی استراتژی متفاوت از تایوان و کره جنوبی و حتی چین.

چین وارد تولید اسباب‌بازی شد چون اشتغال زیادی ایجاد می کند اما سنگاپور از ابتدا در صنایع پیشرفته‌تر وارد شد.

اگر شما برنامه ریزی راهبردی انجام دادید، نقشه راه نوشتید، سند راهبردی تنظیم کردید، اما درد ناشی از دست دادن را تجربه نکردید، شک کنید به اینکه شما استراتژی دارید. استراتژی با از دست دادن و کنار گذاشتن معنی پیدا می‌کند.با سنت شکنی  و تغییر سیاست های معمول با تغییر.
بعضی تنها شکایت میکنند در  این شرایط اقتصادی و کاری از پیش نمیبرند،بعضی هم همین شرایط رو به بهترین شرایط تبدیل میکنند.
شماجزکدوم دسته اید؟

images (1)

با چند نکته مدیریتی کسب و کارتان را نجات دهید

” در ابرها سیر نکنید ”

اولین و مهمترین مساله در کسب و کار اطلاع دقیق از جایگاه برند و کسب و کارتان است .

_حساب مالیتان را شفاف کنید تمام امور مالی را بررسی کنید (بدهی ها , خریدها و هزینه ها)

_دلایل فروش کم یا کم بودن مشتریان را پیدا کرده و بررسی کنید.

_برای ابتکار عمل و خلاقیت کارمندان ارزش قایل شوید . ایده های کارکنان را یادداشت کنید  و روی ایده ها حساب کنید.

_در خصوص آموزش اساسی  و اصولی و دقیق کارمندان کوتاهی نکنید شرح وظایف باید دقیق و شفاف باشد و کارمندان از اهداف اصلی مجموعه اگاهی کامل داشته باشند.در آن خصوص اموزش ببینند و سطح بندی شوند. اطلاعات کارمندان را در حیطه کاریشان افزایش دهید و سوال بی جواب نداشته باشند

_جلسات روزانه یا هفتگی کارکنان با هم تشکیل شود جهت بیان مشکلات پیش رو و راههای موجود بررسی شود .

_نظر تصمیم گیرنده های مختلف پرسیده شود.

_مخاطب واقعی کسب و کار خود رو بشناسید نیازها و توقعات مخاطب رو بررسی کنید و اهمیت بدهید

_درباره مشکلات مالی و تامین اقلام و ..با کارمندان صحبت کنید مطرح کردن مسایل و مشکلات به حل شدن انها به ساده ترین شکل ممکن منجر خواهد شد.

__حس کار تیمی را در سازمان تقویت کرده و از تک روی جلوگیری نمایید همکاری و روحیه کار تیمی و صمیمیت نقش اصلی را در سازمان  ایفا میکند.

_اگر قصوری از کارکنان سر زد بجای اخراج آموزش و اعتماد به نفس او را بیشتر کنید مسلما تاثیر به سزایی خواهدداشت.

_فکرها و و هدفهای سازمانی خود را با کارمندان مطرح کنید و اجازه دهید کارمندان از اهداف کوتاه مدت و بلندمدت سازمان اطلاع داشته باشند.به این شکل آنها اهرم رسیدن شما به هدفهایتان ولو سخت و دور از دسترس خواهند شد و چه بسا هدفی ۱۵ ساله را یکساله به آن دست یابید !

_به کارکنان احساس برنده بودن و برنده شدن بدهید که بدانند مهم هستند به کارمندان اعتماد کنید و روی مهارت های شخصی شان کار کنید .

_و در اخر مشتری مداری :

ست گادین می گوید :

⁣ افراد کالاها و خدمات را خریداری نمی کنند. آن ها به دنبال خرید روابط، داستان ها و معجزه ها هستند.

این نکته ی ظریفی است که برای استفاده از مفاهیم بازاریابی نوین باید توجه داشته باشیم.
⁣اگرچه در حوزه فروش متخصصان زیادی فعالیت می کنند اما افراد به عقاید مردم بیشتر از فروشنده ها اعتماد خواهند داشت.
بنابراین نظرات و بررسی های مشتریان در مورد محصولات و خدمات را دریافت کنید.
برای آنچه نظر مشتری است به معنای واقعی ارزش قائل شوید و کمک کنید که مشتریان شما با اشتیاق شما را به دیگران توصیه کنند .

 

 

 

 

 

images

تعهد مدیریتی

یک واقعیت درباره بیشتر مدیرهای امروز ما

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: “ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟”

مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی “۱٨’۲۴ﹾ ۸۷ و عرض جغرافیایی “۴۱’۲۱ﹾ ۳۷ هستید.

مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.

مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟

مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟

مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.؟

مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟”

مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند..

_این مثال نمونه بارز مدیرانیست که بدون در نظر گرفتن شرایط جامعه  و امکانات و نوع سازمان و بدون آینده نگری  اقدام به فعالیت و اخذ تصمیمی میگیرند و یا وارد قرارداد ها و تعهداتی میشوند که بدون فکر اقتصادی و بررسی بازار و.. منعقد شده و توقع دارند طرف دیگر معامله و یا کارکنان بتوانند مسیر را هموار کنند.که در واقع عملیست موقتی و غیر ممکن و منجر به بد عهدی و بی نظمی میشود.و هزینه های جبران بالایی دارد.

مدیر موفق

دلایل مشکلات رایج مدیران و نحوه مقابله با آنها

_مدیران اغلب بر این باورند که کارمند خوب پیدا نمیشود :

یکی از دلایل این است که ما اغلب مهارت کافی در استخدام نداریم. اولین قدم برای داشتن سازمانی کارآمد و موفق استخدام هدفدار و هماهنگ با خصوصیات شخصیتی و فردی و تخصص های شخصی کارمند است. اگر شغل مربوطه با علاقه شخص همخوانی نداشته باشد به مرور دچار دلزدگی و رکود خواهد شد.

_هیچکس کار را به درستی خودم انجام نمیدهد:

واگذاری کارها : باید در واگذاری کارها مهارت کسب کنیم. این کار قابل یادگیریست و نکات فراوانی دارد. شرح دقیق و کامل کار و تمامی جزییات و نکات باید بیان شود. واگذاری کار به کارمند انگیزه و عزت نفس داده و علاقه و تعهد به سازمان را افزایش میدهد.

_کارمندان در هنگام عدم حضور من و بدون اعمال فشار و جریمه کار نمیکنند:

اگر به کارمندان انگیزه دهیم و در قبال انجام کار مثبت و صحیح کارها حتی زبانی قدردانی شود و به آنها القا کنیم که برای سازمان مفید هستند و اختیار دارند تمامی کارها به خوبی پیش خواهد رفت. بطوریکه هرکس مسئول کار خود باشد.

_اگر به کارمندان آزادی و اختیار بدهیم سوءاستفاده می‌کنند:

مشکل اینجاست که هیچ سیستمی برای سنجش عملکرد واقعی کارمندان وجود ندارد اگر سیستم طوری تعریف شود که تمام عملکرد ها با حذف بروکراسی وقت گیر به عهده کارمندان باشد ولی تحت کنترل و در قالب گزارشی مستند و شفاف به مدیریت  و ارایه گزارش عملکرد روزانه یا هفتگی  ضریب خطای کارکنان پایین امده و عملکرد انها سنجیده میشود.

_انقدر سرم شلوغ است و هزینه هایم بالاست که زمانی برای اختصاص به تبلیغات و بازاریابی ندارم.

بسیاری از مدیران تبلیغات را جزیی از هزینه میدانند ولی یک مدیر موفق و اگاه تبلیغات را هرچند مختصر سرمایه گزاری میداند و معتقد است هر هزینه ای منجر به سود و فروش بیشتر و در نتیجه سرمایه گزاری جهت رشد است. این مدیران به اندازه کافی بر بازاریابی و تبلیغات تمرکز نکرده‌اند و  با شنیدن کلمه بازاریابی بلافاصله به فکر بیلبورد و تبلیغات چند میلیونی می افتند ولی در اصل  راه‌های بسیار ارزانی وجود دارد که می‌تواند مشتریان زیادی ایجاد کند. بازاریابی و دیده شدن جزو لاینفک فروش و موفقیت و محبوبیت برند است.

_رقیبان نمی‌گذارند فروش خوبی داشته باشیم:

مشکل از آنجاست که استراتژی ندارید یا حداقل استراتژی مناسبی ندارید. آنقدر در کارهای روزانه غرق شده‌اید که دیدگاه بلندمدت را از دست داده‌اید.هدف اصلی از تاسیس شرکت را فراموش کرده اید و بیشتر وقت و انرژی خودتان را صرق حاشیه و سودهای کوچک و رقیبان جزیی کرده اید و از اهداف بزرگتر و رشد باز مانده اید.

اهداف کوچکتر را به مدیران مراتب پایینتر ارجاع دهید.و شما وقتتان صرف اموزش و به روز شدن اختصاص دهید .

یک سازمان متحد و رو به رشد به مدیری خلاق و به روز نیازمند است.مدیر و رهبری که باعث ” رشد ” کارمندانش باشد.

 

 

مهدی کریمی تفرشی

در این شرایط اقتصادی چه باید کرد ؟

در این شرایط اقتصادی چه باید کرد ؟

این سوالی است که به خصوص در چند ماه اخیر هر روز تعداد کسانی که با نگرانی این سوال را می پرسند بیشتر و بیشتر می شود . هر روز شرایط اقتصادی بیشتر ملتهب می شود ،و به نظر می رسد که این طوفان سر ایستادن ندارد .

اغلب بخش مهمی از وقت و انرژی ما صرف دنبال کردن اخبار منفی میشود خصوصا از طریق شبکه های اجتماعی که این روزها به منبع اصلی انتشار اخبار درست یا نادرست تبدیل شده اند.

از هر مدیر و صاحب کسب و کاری سراغ می گیری نگران است !

جوانان بی حوصله و  منفعل باز مانده اند !

صاحبان تجربه بی انگیزه و نگران  !

برخی فکر می کنند که این حال بد گذرا است و منتظرند که بگذرد. به همین دلیل کاری نمی کنند جز دنبال کردن اخبار و انتظار !

اغلب به فکر مهاجرت هستند چون به عقیده انها شرایط هیچوقت بهتر نخواهد شد.و بدون اگاهی و تحقیق کافی ریسک های بزرگی میکنند.

برخی آماده ی برده شدن با سیل هستند . نه امیدی دارند نه تلاشی می کنند . سردرگمی آنها را به معنای واقعی فلج کرده است . نه فقط مسائل کاری و حرفه ای آنها که سلامت روانشان به شکلی جدی آسیب دیده است و این آسیب هر روز بیشتر می شود .

اما در این بین افرادی هم هستند که سکان کسب و کار و زندگی خود و عزیزانشان را رها نکردند و با وجود تمام باد و بارانها و تنش ها مراقبند تا شادی و سلامت درونشان آسیب نبیند . مراقبند تا کسب و کارشان از این طوفان به سلامت بگذرد.

مسلما ما میخواهیم جزو دسته اخر باشیم اما چطور؟

چگونه است که برخی باوجود تمام این شرایط و در میان اینهمه بحران اقتصادی فرصت های تازه ای کشف می کنند ؟

اولین  و مهمترین قدم : ” متفاوت نگاه کنیم ”

به جای تمرکز و توجه بر درهایی که بسته شده است . در جستجو باشیم .

در جستجوی درهای باز . درجستجو راههای تازه  .

و بدانیم در اقتصاد هیچ بن بستی وجود ندارد.

تنها باید از تمامی منابع و تخصص ها به درستی و آگاهانه استفاده کرد.

قصد داریم  تا در حد توان نکات و راهکرد های مدیریتی را در این صفحه و دربخش مقالات هنر مدیریت با شما به اشتراک بگذاریم.

باشد که دریچه کوچکی در نوع تفکر و عملکرد همگی ما در جهت رشد و شکوفایی خود.همکاران.سازمان و در نهایت جامعه ایجاد شود.